آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان ان الدین عند الله الاسلام
عکسی که می بینید ، در اردیبهشت ماه سال 1373 به ثبت رسیده است. محل عکس برداری ، ارتفاع 112 ، واقع در شمال منطقه ی عملیاتی «فکه» است. برادر حسین احمدی ، پیکر شهیدی که به تازگی تفحص شده است ، نظاره می کند. پیکر این شهید که پس از 12 سال ، چهره نمایانده است ، ویژگی بسیار بارز و تکان دهنده ای دارد. دست ها و پاهای جسد با سیم تلفن بسته شده و در غربت و مظلومیت بی مانندی ، به احتمال قوی ، زنده به گور گردیده است. سیم تلفن های دور پاها به خوبی مشخص است. این معامله ای است که بعثی ها با بسیاری از بسیجیان و پاسداران مظلوم گرفتار شده در حلقه ی محاصره ی فکه کردند. ![]()
پوتین بیت المال خط مقدم جبهه بود. گردان به میدون مین که رسید، مثل همیشه قرار شد تعدادی از رزمنده ها برن و معبر باز کنن. چندتاشون داوطلب شدن و رفتند. او هم رفت. چند قدم كه رفت، برگشت. 15 سال بیشتر نداشت. یعنی ترسیده بود! .... خب! ترس هم داشت! .... اما .... نه .... پوتین هاشو از پاهاش در آورد و داد به یکی از بچه ها و گفت: تازه از گردان گرفتم. حیفه! بــیــت الــمــالــه...!! و ... پابرهنه رفت...!
راستی به نظر شما با 3000میلیارد چندتا از این پوتین ها میشه خرید؟...!!! 4 / 5 / 1391برچسب:, :: 14:24 :: نويسنده : یه بچه شیعه
آن ها دو نفر بودند.دوتا دختر توی میدان شهید مطهری. دوروبرشان پراز نیرو بوداما نه خودی. هیچ کاری نمی شد برایشان کرد. خرمشهر تقریبا کامل افتاده بود دست عراقی ها. حلقه محاصره میدان مطهری تنگ تر می شد. رفتیم بالای پشت بام یک ساختمان. آنها دونفربودند دوتا دختر. دوتا دختر که راه عراقی ها را آن همه مدت سد کرده بودند. خون خونمان را می خورد. باید برایشان کاری می کردیم. ولی نمی شد. تیرهایشان هم تمام شده بود گویا. عراقی ها هم شلیک نمی کردند. می خواستند بگیرندشان. دیگر رسیده بودند به میدان که دو تا صدا آمد تق... تق... لوله های تفنگ را گرفته بودند سمت همدیگر. آنها هنوز دونفربودند.دو تا دختر 3 / 5 / 1391برچسب:, :: 15:50 :: نويسنده : یه بچه شیعه
رفیق و شفیق همدیگر بودید 3 / 5 / 1391برچسب:, :: 15:22 :: نويسنده : یه بچه شیعه
صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() ![]() |